الهه ی الهام
انجمن ادبی

سنگفرشی که بر آن می رقصی

از کجا می دانی

سنگ گور دختری نیست که پیش از من و تو

همچو تو شهره ی شهری بوده ست؟

نیم عریان ،قدح باده به دست

مست از هلهله ی مردم مست

لبش افسوس کنان

که:« گل سر سبد شهر منم

دُر یکدانه ی این بحر منم

نگه مرد و زن و پیر و جوان سوی من است

آفتاب آینه ی روی من است

یک جهان دل همه در بند دو ابروی من است.»

ولی ،امّا، حالا

زیر بی تابی پاهای تو خاموش در اعماق زمین

متلاشی شده اعضای بلورین تنش

تو هم ای پاره ی آتش

که چنین شعله وری

سرد و پژمرده و خاموش شوی

سال ها از پی هم می آیند

باز هم دخترکی مست و ملنگ

پای کوبان و قشنگ

روی سنگی که نوشته اند نام تو بر آن

می رقصد

غافل از رقص زمین، ساز زمان

و کسی خواهد گفت:

« های ای دختر زیبا و زرنگ

سنگفرشی که بر آن می رقصی

از کجا می دانی...؟»

حسن سلمانی

21/8/74


چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: 16:06 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا