الهه ی الهام
انجمن ادبی

«نه خانی اومده نه خانی رفته»


يكي يه خربزه مي خره ببره خونه توي راه وسوسه ميشه كه خوبه خربزه رو ببرم به رسم بزرگون گوشتشو بخورم و باقي شو كناربگذارم تا اگر كسي از اينجا رد شد فكر كنه كه خاني از اينجا گذشته و گوشت خربزه رو خورد ه و پوستش رو انداخته اينجا.
به اين فکر گوشت خربزه رو خورد خواست پوستش رو دور بندازه كه با خودش گفت:بهتره پوستش رو هم گاز بزنم تا مردم فكر كنن نوكري هم بوده.
پوست خربزه رو گاز زد و خواست پوست نازك شده رو دور بندازه كه به اين فكر افتاد كه پوست خربزه رو هم بخوره تا مردم بگن نه خاني اومده و نه خاني رفته!


گرد آوری 401

چهارشنبه 09 بهمن 1392 :: 09:06 :: نويسنده : elaheelham

ای مدنی برقع و مکی نقاب

سایه نشین چند بود آفتاب

دین تو را درپی آرایشند

در پی آرایش و پیرایشند

بس که ببستند بر او برگ و ساز

گر تو ببینی نشناسیش باز

 

میلاد یگانه ی کارگاه آفرینش،پیام آور صلح و دوستی و دانایی، خاتم پیغام آوران و خاتمه ی تمام نیکی ها و زیبایی ها را به دوستدارانش تبریک عرض می کنم.

محمّد کافرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش

شنبه 28 دی 1392 :: 09:05 :: نويسنده : elaheelham


«اوسا علم....درد و ورم اين كه نبود سر علم»


یه خياطي بود كه هر وقت پارچه اي براي دوختن لباس براش مياوردن يه تيكه از ازش به عنوان سر قيچي برميداشت.
تااينكه زد و يه شب خواب ديد كه قيامت شده و اون تو صحراي محشره و تكه هايي كه از پارچه ها كه به عنوان سر قيچي برداشته بود سر يه علم آتيش آويزونه و دارن اونو به جهنم ميرن.
هراسون از خواب پريد و كله سحر رفت در مغازه و به شاگردش گفت :از اين به بعد اگر خواستم سر قيچي بردارم بگو اوسا علم تا ياد خوابم بيفتم.
چتد روز گذشت و تا يه روز يه پارچه گرون قيمت براش آوردن تا با اون يه قبا بدوزه .
خياطه همين كه چشمش به اون پارچه افتاد دلش نيومد از اون پارچه بگذره و قيچي رو آورد تا يه تيكه از اون رو براي خودش برداره.
شاگردش جلو اومد و گفت:اوسا علم اوسا علم.
خياطه كه نميتونست از اون پارچه نفيس دل بكنه گفت:درد و ورم اين كه نبود سر علم.


گردآوری:401

یکشنبه 22 دی 1392 :: 11:14 :: نويسنده : elaheelham

اندر حکایت ترفیع شغلی معلمان به هر بها و بهانه ای!!!

جمعه 20 دی 1392 :: 19:38 :: نويسنده : elaheelham

تاریکم و باز مثل هرشب

از دوستی شب و ستاره

گل کرده حسودیم دوباره!

 

شعر:محمدجلیل مظفری

خط: مجید خادم

جمعه 20 دی 1392 :: 18:55 :: نويسنده : elaheelham

«شب بارانی...»

در پس یک سکوت طولانی

زیر شلاق شام بارانی

نونهالان سبز رویاها

در حریم حریق زندانی

بر سریر خرابه اش لم داد

بوم بی شرم بام ویرانی

داس مه را شکست و گل ها هم

شد لگدمال خوی حیوانی

کورسوی ستاره ها گم شد

پشت دیوارهای سیمانی

می شکافد به سرب بی قیمت

قفل گنجینه های انسانی

بام آباد و شام آزادی

مات کیش وزیر شیطانی!

حسن سلمانی.دی نود

چهارشنبه 18 دی 1392 :: 10:36 :: نويسنده : elaheelham

حرم مطهر حضرت امام رضا (ع)

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

شهادت امام رئوف، ضامن آهو و سلطان قلبهای ایرانیان را تسلیت عرض می کنم.

زیارت مرقدش روزیتان باد!!!

چهارشنبه 11 دی 1392 :: 18:56 :: نويسنده : elaheelham

واژه های فارسی به کار رفته در قرآن(6)

● مُسک:

این واژه تنها یک بار در توضیح بهشت در یک آیه ی مکی استفاده شده است. واژه ی مسک پیش از اسلام در بین عرب ها به گستردگی به کار می‌رفته است و وام گرفته شدن این واژه کاملن شناخته شده بوده است. واژه پهلوی mushk که خود از یک واژه سنسکریت درست شده است، خاستگاه اصلی این واژه است. این واژه از پهلوی به ارمنی، یونانی، آرامی، سریانی و اتیوپیایی وارد شده است. بیش تر به نظر می‌رسد که این واژه به طور مستقیم از فارسی میانه به عربی وارد شده باشد . آیه ها: ختامه مسک و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون (مطففین/۲۶)

● نسخه:

نسخه به معنای رونوشت است و در یکی از آخرین سوره‌ها در اشاره به لوح های سنگی موسا به کار رفته است. اما فعل استنسخ که از آن شکل گرفته است، در آیه های پیشین نیز برای اشاره به متن های آسمانی به کار رفته است. خاستگاه اصلی آن، واژه پهلوی nask و واژه اوستایی naska به معنای یک کتاب اوستا است. آیه ها: ولما سکت عن موسی الغضب اخذ الالواح وفی نسختها هدی ورحمه للذین هم لربهم یرهبون (اعراف/۱۵۴)

● هاروت و ماروت:

هاروت و ماروت دو فرشته‌ای هستند که در بابل به مردم جادوگری می‌آموختند. لگارد هاروت و ماروت را همان Haurvatāt و Amərtāt اوستا می‌داند که بعدها در فارسی به صورت خرداد و مرداد Khurdād و Murdād در آمدند. این دو به عنوان موجودات آسمانی شناخته شده و مورد احترام ارمنیان باستان بودند. ... آیه ها: وما انزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحن فتن ... (بقره/۲)

● ورده:

از آیه‌های آخرت‌شناسی و به معنای گل است. این واژه ریشه‌ در نخستین زبان های هند و اروپایی دارد و به صورت varəδa به فارسی اوستایی در آمده است و از آن جا به صورت varda به پهلوی وارد شده است. این واژه سپس از زبان های ایرانی به زبان های سامی و به طور مشخص آرامی و سریانی منتقل شده و از آرامی به عربی راه یافته است. ( در موضوع شماره ی ٨ تارنمای ما در مقاله ی "سرگذشت واژه ی گل" توضیحات کامل در این باره داده شده است) آیه ها: فاذا انشقت السماء فکانت ورده کالدهان (الرحمن/۳۷)

● وزیر:

هر دو آیه ی قرآن با این واژه، اشاره به هارون و وزارت وی برای موسا دارد. خاستگاه اصلی این واژه، واژه پهلوی viēir به معنای حکم کردن، فرمان راندن و دستور دادن است که از واژه اوستایی vīēīra به معنای تصمیم گرفتن درست شده است و به واژه ی وچر یا وجر (قاضی)، کزیر (عالی) و وزیر در فارسی میانه مربوط می‌شود. آیه ها: و اجعل لی وزیرا من اهلی (طه/۲۹) همچنین در فرقان/۳۵

● یاقوت:

این واژه عموما یک واژه وام گرفته شده از فارسی دانسته شده است. برخی از پژوهشگران غربی همچون فریتاگ این مساله را می پذیرند که این واژه پیش از عربی درفارسی پاکند گفته شده است و خاستگاه سریانی دارد. بر پایه ی نظر آرتور جفری منبع اصلی این واژه، یونانی است که در ایلاد یکی از کهن ترین متن های یونانی برای اشاره به نام یک گل نیز به کار رفته است. آیه : کانهن الیاقوت والمرجان (الرحمن/۵۵)

گردآوری:401

دوشنبه 09 دی 1392 :: 11:54 :: نويسنده : elaheelham

« صلاح عبدالصّبور»

صلاح عبد الصبّور متولد مصر به سال1931م. و متوفی به سال 1981 م.است.عبد الصبور از دانشکده ادبیات و علوم انسانی در دانشگاه قاهره در سال 1951 فارغ التحصیل شد .او در روزنامه نگاری قلم زد و تجربه اندوخت و سمتهای مهم دولتی نیز داشت مانند سمت کاردار فرهنگی در هندوستان (1975-1978)و سرپرستی کتاب عمومی سازمان مصردر سالهای (1978-1981)نیز بر عهده وی بود.

عبدل الصبور بعنوان پیشتاز شعر آزاد در مصر ، لحن ملایم،بیان ساده و سبک ادبی بی پیرایه را اتخاذ کرد که به نثر عادی نزدیک بود .او بر این باور بود که بر خلاف شعر کلاسیک مصنوع و متکلف ، خطیب مآب و تک قافیه ، شعر آزاد با روح عصر جدید همخوانی بهتری دارد.شعر وی نیز واقع گریزی رمانتیک در دهه های 1920 تا 1940 میلادی را کنار گذاشت .

یک حس معنوی و اخلاقی بر شعر وی و نمایشنامه های منظومش حکمفرماست که وی را ملزم به حمایت از آزادی ، عدالت و حقیقت کرده است .سروده های اولیه وی نقد اجتماعی انعطاف ناپذیر را با نگرشی انسانی و اغلب عرفانی  عیب بشر، در هم می آمیزد .

هرچند این امر نشان دهنده حس روزافزون یأس و حرمان است و نمایشنامه ی  منظوم وی که با "مسافرشب" شروع میشود (1969)نفوذقوی "تئاتر پوچی " را آشکار میسازد.

آثار برگزیده:

1. مردم کشورم1957

2. به تو می گویم1961

3. رویاهای یک شوالیه ی پیر 1964

4. تعمقات عصر زخمی 1969

5. لیلا و مجنون 1969

6.  انتظارات شاهدخت 1970 

7. پس از مرگ شاه 1973

8. شناور بودن در خاطرات 1979

مترجم:زین العابدین چمانی

یکشنبه 08 دی 1392 :: 13:18 :: نويسنده : elaheelham

نام کتاب: بیگانه

نویسنده: آلبر کامو

مترجم: خشایار دیهیمی

ناشر: نشر ماهی .تهران1390

قطع جیبی و تعداد 128 صفحه

 

دو صفحه پایانی کتاب با عنوان پس گفتار، یادداشتی است از آلبرکامو که به تاریخ هشتم زانویه 1955 به متن کتاب افزوده است با این مضمون:



ادامه مطلب ...
شنبه 07 دی 1392 :: 23:13 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران