الهه ی الهام
انجمن ادبی

ای حسن یوسف، دکمه پیراهن تو
گل می شکوفد گل به گل از دامن تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست
گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو
آغاز فروردین چشمت، مشهد من
شیراز من، اردیبهشت دامن تو
هر اصفهان ابروی تو، نصف جهانم
خرمای خوزستان من، خندیدن تو...
از دوستم سعید طیرانی ممنونم که این غزل زیبا را به عنوان پیام تبریک نوروزی برایم فرستاد و من هم دریغ کردن آن را از دوستانم مروت ندیدم. برای همه ی «آدم» ها سالی سرشار  از خدا وزیبایی،آشتی و عشق آرزو می کنم.
سال نو مبارک

پنج‌شنبه 07 فروردین 1393 :: 11:27 :: نويسنده : elaheelham

نام کتاب: نیلوفری ها

به اهتمام: اقبال مظفری

ناشر: نشر آتنا/تهران/پاییز 1378

تعدادصفحات: 301 صفحه

 

نیلوفری ها به همت و سرمایه ی همسر و همدل زنده یاد « موسی مرادی» و به پاسداشت یاد او و سال ها همسفری در راه زندگی با هنرمندی شوریده و گمنام به چاپ رسیده است.

آقای اقبال مظفری که پیش تر رمان« امیلی و عروس ایرانی اش» را معرفی کرده ام، یادگار نامه ای را جمع آوری کرده به پاس و یاد دوست هنرمندش، مرحوم « موسی مرادی» در این مجموعه خلاصه ای از زندگی موسی مرادی و تعدادی از سروده ها و مقالات و گفت و گوهای آن مرحوم آورده شده است.

در فصلی هم شعرها و نوشته هایی از دیگران که به مناسبت همین گرامیداشت، جمع آوری شده، گنجانده شده است. بیشتر از همه قلم داستانسرا و تخیل شاعرانه ی خود مؤلّف- اقبال مظفری- است که در این جُنگ خودنمایی می کند.

داستان کوتاه« هفت خواهران» از آن دست داستان هایی است که برای همیشه در خاطر  خواننده اش می ماند.

 

بهمن نود و دو/حسن سلمانی

چهارشنبه 21 اسفند 1392 :: 13:08 :: نويسنده : elaheelham

« دختران خوب»*

دخترانِ نازنینِ شنبه های خوب

کامتان عسل

بختتان ستاره های پُرفروغ کهکشان

قرص ماه نقره فامِ شعرتان

گوشوار آسمان

آفتاب زرنگار خنده هایتان،

پُر عیار و بی غروب

ماهیان سرخ چشمه سار عاطفه،

جویباران واژه های بی بدل

یادتان به خیر!

کامتان عسل

دختران نازنین

دختران شنبه های خوب! 

*تقدیم به اعضای انجمن ادبی الهه ی الهام:

اخلاقی.میرزاجانی.امری.جمشیدی.اروجلو.عروجلو.عابدین پور و ...

حسن سلمانی/اسفند نود و دو

پنج‌شنبه 15 اسفند 1392 :: 12:31 :: نويسنده : elaheelham

 

پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 :: 19:40 :: نويسنده : elaheelham

« شطّ رنج»

شما قرص ماهی، من از جنس آه

پلنگم که در کوه گم کرده راه

شما باغ پُر گل، غزل، سیب، شور

منم خاک بی سبزه، سنگ صبور

« چنین است رسم سرای سپنج»*

شما شاه شطرنج و من شطّ رنج

*تضمینی از حکیم فردوسی

حسن سلمانی-بهمن نود و دو

پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 :: 08:23 :: نويسنده : elaheelham

نام کتاب:گزیده ای از اسنادی تاریخی تقدیم به عالیجناب پاپ

گردآورندگان: نرگس یزدی- معصومه امیرلو

چاپ: دفتر هنر و ادبیات صریر

نوبت چاپ:اول- بهار 1388

تیراژ: سه هزار نسخه در قطع جیبی


-پنجاه هزار فرانک از دارایی خود را به بینوایان می بخشم.

- میل دارم جسدم را با تابوت فقرا به گورستان ببرند.

- از دعا و طلب مغفرت بیزارم.

- می خواهم همه مرا دعا کنند.

- به خداوند ایمان کامل دارم.

از وصیت نامه ی ویکتور هوگو.



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 08 اسفند 1392 :: 07:33 :: نويسنده : elaheelham


«عطاشو به لقاش بخشيدم»

 
جناب سعدي ميگه:
براي يه مستمندي مشكلي پيش آمد يكي بهش گفت :فلاني وضعش خيلي خوبه اگر بري پيشش حتما كمكت ميكنه.
مستمند ه سمت خانه ان فرد رفت وقتي به اونجا رسيد ديد طرف اخماشو تو هم كشيده و غضب الود و عصباني نشسته.
نيازمنده چيزي نگفت و از همون جا برگشت، بهش گفتن چي شد؟
گفت:عطاشو به لقاش بخشيدم!

گردآوری:401

یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:15 :: نويسنده : elaheelham

«آواز خركي و رقص شتري»


يه خري از دست صاحبش فرار مي كنه در راه يه شتر مي بينه كه در حال بار بريه خره ميگه:تا كي مي خواي بار بكشي بيا با هم فرار كنيم.
شتر قبول مي كنه و ميرن تا به يه چمنزار مي رسن.
يه مدتي اونجا مي مونن.
تا اينكه خوشي ميزنه زير دل خره و شروع ميكنه به عر عر. هر چي شتره منعش ميكنه و مي گه صداتو ميشنون فايده اي نداره و خره ميگه :خوشحالم مي خوام آواز بخونم.
چيزي نگذشت كه صاحبان شتر و خر فهميدن و اسيرشون كردن و براي اينكه دو باره فرار نكنن اونا رو حسابي بار زدن تا اينكه خره از پا در اومد و بستنش به پشت شتره.
شتره كه دل خوشي از خره نداشت تا رسيد لب دره شروع كرد به رقصيدن.
هر چي خره گفت:اينجا جاي رقصيدن نيست شتره قبول نكرد و گفت:خوشحالم ميخوام برقصم و اينطوري خرو انداخت ته دره.

 
گرد آوری 401

یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:11 :: نويسنده : elaheelham

« غلط زیادی»

زبان نوشتاری ما گویی روز به روز مهجورتر می شود. به نظر می رسد اشتباهات رایج نوشتاری رو به افزونی است. یکی از دلایل آن به نظرم کاهش مطالعه ی کتاب و جایگزینی آن با منابع اینترنتی است که معمولا بدون نگاه ویراستاری و رفع ایرادهای ویرایشی منتشر می شوند. همچنین به دلیل فراگیرتر شدن نوشتن (در فضای مجازی) ایرادهای نگارشی نیز فراگیرتر شده اند.این اشتباهات را نه تنها در وبلاگ نویسنده های گمنام که حتی در سایتهای خبری و پایگاه های معتبر می توان یافت. امروز دریک سایت معروف یک مورد آن را دیدم که بهانه ی نوشتن این مطلب شد.
این سایت در دفتر شعر خود، شعری از استاد سخن، سعدی، منتشر کرده بود و نام شاعر را «شیخ عجل سعدی» نوشته بود در حالی که «شیخ اجل سعدی» درست است. اجل از خانواده ی جلیل و جلالت است به معنی بزرگوارتر در حالی که عجل به معنای «گل و لای سیاه و بدبو» است.
این اشتباه به صورتی فراگیرتر در کاربرد «ضرب الاجل» دیده می شود. ضرب الاجل به معنای مهلت، پایان مدت یا همان deadline است. این لغت در بسیاری از موارد به صورت اشتباه «ضرب العجل» نوشته می شود .حتی چند باردر زیر نویس شبکه خبر سیما خود شاهد بودم که ضرب الاجل را ضرب العجل نوشته بود .امیدوارم فارسی را پاس بداریم و مراقبت کنیم غلط های گفتاری و نوشتاریمان زیاد نشود.

گردآوری: 401

 

یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:08 :: نويسنده : elaheelham


باهمه بله با ما هم بله؟


يه بازرگاني ورشكست شد و طلب كاراش اونو به دادگاه كشوندن. بازر گانه با يه وكيل مشورت كرد و وكيل بهش گفت :توي دادگاه هر كس از تو چيزي پرسيد بگو (بله)با زرگان هم پولي به وكيل داد و قرار شد بقيه پول رو بعد از دادگاه به وكيل بده.
فرداش در دادگاه در جواب قاضي و طلبکاراش همش گفت :بله و بله،تا اينكه قاضي گفت اين بيچاره از بدهکاری عقلش رو از دست داده بهتره شما ببخشيدش.
طلب كارها هم دلشون به حال اون سوخت و اون رو بخشيدن.
فرداي اون روز وكيله به خونه بازر گان رفت و بقيه پولش رو طلب كرد و مرد بدهکار در جواب گفت:(بله)وكيل هم گفت:باهمه بله با ما هم بله؟

گرد آوری: 401

جمعه 02 اسفند 1392 :: 22:14 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران