|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
« شطّ رنج» شما قرص ماهی، من از جنس آه پلنگم که در کوه گم کرده راه شما باغ پُر گل، غزل، سیب، شور منم خاک بی سبزه، سنگ صبور « چنین است رسم سرای سپنج»* شما شاه شطرنج و من شطّ رنج
*تضمینی از حکیم فردوسی حسن سلمانی-بهمن نود و دو پنجشنبه 08 اسفند 1392 :: 08:23 :: نويسنده : elaheelham نام کتاب:گزیده ای از اسنادی تاریخی تقدیم به عالیجناب پاپ گردآورندگان: نرگس یزدی- معصومه امیرلو چاپ: دفتر هنر و ادبیات صریر نوبت چاپ:اول- بهار 1388 تیراژ: سه هزار نسخه در قطع جیبی
-پنجاه هزار فرانک از دارایی خود را به بینوایان می بخشم. - میل دارم جسدم را با تابوت فقرا به گورستان ببرند. - از دعا و طلب مغفرت بیزارم. - می خواهم همه مرا دعا کنند. - به خداوند ایمان کامل دارم. از وصیت نامه ی ویکتور هوگو. ادامه مطلب ... پنجشنبه 08 اسفند 1392 :: 07:33 :: نويسنده : elaheelham
گردآوری:401 یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:15 :: نويسنده : elaheelham «آواز خركي و رقص شتري»
یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:11 :: نويسنده : elaheelham « غلط زیادی» زبان نوشتاری ما گویی روز به روز مهجورتر می شود. به نظر می رسد اشتباهات رایج نوشتاری رو به افزونی است. یکی از دلایل آن به نظرم کاهش مطالعه ی کتاب و جایگزینی آن با منابع اینترنتی است که معمولا بدون نگاه ویراستاری و رفع ایرادهای ویرایشی منتشر می شوند. همچنین به دلیل فراگیرتر شدن نوشتن (در فضای مجازی) ایرادهای نگارشی نیز فراگیرتر شده اند.این اشتباهات را نه تنها در وبلاگ نویسنده های گمنام که حتی در سایتهای خبری و پایگاه های معتبر می توان یافت. امروز دریک سایت معروف یک مورد آن را دیدم که بهانه ی نوشتن این مطلب شد. گردآوری: 401
یکشنبه 04 اسفند 1392 :: 08:08 :: نويسنده : elaheelham
جمعه 02 اسفند 1392 :: 22:14 :: نويسنده : elaheelham شیطان بازار شک نداشتم که خودش بود، امّا با وجود گردن کلفت هایی که دور و بر سارق گوشی ام را گرفته بودند، جرأت نکردم دم بزنم. این یکی از ویژگی های « شیطان بازار» است. ممکن است درجا کفش هایت را از پایت بکنند و دوباره به خودت بفروشند و تو برای اینکه پابرهنه نمانی، مجبوری آن را بخری. در بساط مردی که سه روز پیش گوشی همراهم را از من قاپیده بود،یک گوشی رومیزی آلبالویی رنگ توجهم را جلب کرد. وقتی قیمتش را پرسیدم، گفت: « فقط دوتا اسکناس سبز. پیغامگیر و منشی هم داره. لب مرز هم نمی تونی به این قیمت بخریش. زیمنس اصل آلمانه. گوش کن ببین چه کیفیتی داره.» دکمه ای را فشار داد و صدایی زنانه گفت: « الو، سلام. شناختی؟... چه خوبه که هنوز برنگشتی سر کارت! این جوری راحت تر می تونم حرف بزنم. خیرِ سرمون ما آدمای تحصیل کرده و متمدّنی هستیم. قرار نیست سر یک اختلاف یا حالا یک اشتباه کوچیک یا بزرگ، داد و هوار راه بندازیم و آبرو ریزی کنیم... تو که گفتی می ری مأموریت، منم دست دخترمو گرفتم و اومدم خونه ی پدرم... البتّه این...» دکمه ی دیگری را زد و صدای زن را قطع کرد و گفت: « اینم از کیفیت صداش، بردی خونه، حافظه شو پاک کن و بعد با خیال راحت ازش استفاده کن.».اسکناس ها را از من گرفت و توی جیب سینه اش چپاند و گفت: « خوب برو دیگه، وای نستا، خدا بده برکت، به سلامت!» نه کاغذ خرید و نه برگه ی ضمانتی و نه کارتن و بسته بندی. سیم های آویزان را دور گوشی پیچیدم و زدم زیر بغلم. این هم یکی دیگر از ویژگی های این بازار است؛ « بدون ضمانت!»
ادامه مطلب ... پنجشنبه 01 اسفند 1392 :: 20:43 :: نويسنده : elaheelham پیغام گیر تلفن منزل برخی شاعران
یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 22:24 :: نويسنده : elaheelham
می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویش فروغ فرخزاد
ادامه مطلب ... جمعه 25 بهمن 1392 :: 20:03 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|