الهه ی الهام
انجمن ادبی

پدر آمد از راه

دست هایش خالی

کودکان چشم به دستان پدر

سفره ی خالی را

پدر از پنجره بیرون انداخت

سفره ی قلبش را بار دیگر گسترد

بچه ها آن شب هم

مثل دیگر شب ها

یک شکم سیر محبّت خوردند...!

نیروانا


یکشنبه 16 مهر 1391 :: 12:41 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران