الهه ی الهام
انجمن ادبی

 

«منم کوروش؛
پسر بهشت در اوستا،
سیروس در تورات،
سایروس در انجیل،
نخستین شاه جهان،
اولین دادگستر گیتی،
 پدر ایران زمین...»
هفتم آبان، میلاد کوروش کبیر فرخنده باد!
نیروانا جم
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 14:25 :: نويسنده : elaheelham

 

کوروش کبیر:
با هیچ کس بر سر باورش نمی جنگم. چرا که خدای هرکس همان است که درونش به او می گوید.
کاظم کلیچ
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 14:24 :: نويسنده : elaheelham

«سیب»

دارم هوای آدمی کو رانده شد از باغ تو
دارم نشان از عالمی با کوثر و طوبای تو
رازی نهفته در دلم از آن بهشتی منزلم
ترسم که رسوایم کند افشای آن بی رای تو
من سیب را حس کرده ام، روزی که آدم شد برون
ترسم که سیب دیگری باشد مرا در راه تو
من عشق و علم و روح را در نام تو حس کرده ام
راهی نما تا این سه را یک جا کنم قربان تو
با آن که دارم آرزو سالی قریب عمر نوح
رفتن مرا شیرین تر از ماندن در این دنیای تو
از خود همی دانم که من با روح تو آدم شدم
آیا شود روزی که من آدم بیایم سوی تو؟
راز رضا شد برملا ای محرم اسرار ما
زین پس مرا آدم بخوان کو می رود در باغ تو
غلامرضا حاجی محمد
دبیر زبان انگلیسی- چهاردانگه
 
یکشنبه 07 آبان 1391 :: 14:22 :: نويسنده : elaheelham

می پسندم « پاییز » را که معافم می کند،از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد و اشکی که در نگاهم می چرخد.

در جواب همه می گویم:« سرما خورده ام»...

مجید خادمی

شنبه 06 آبان 1391 :: 14:33 :: نويسنده : elaheelham

 

 
آقا اجازه! دست خودم نیست، خسته ام
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریب«غیبت کبری» به سر رسید؟
آقا اجازه! بغض گرفته گلویمان
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق! صاحب عالم! گل بهشت!
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت...
گیاهکار
شنبه 06 آبان 1391 :: 12:12 :: نويسنده : elaheelham

 

نانوا هم جوش«شیرین» می زند،
بیچاره« فرهاد»!!!
401
شنبه 06 آبان 1391 :: 12:11 :: نويسنده : elaheelham

 

سند اسمش به اسم یک نفر دیگر بود. و من وقتی عاشقش شدم، احساس کسی را داشتم که هیچ وقت منتظر خیانت معشوقش نیست، زیرا او سال ها پیش از عشق من خیانتش را کرده است...!
نیروانا جم
شنبه 06 آبان 1391 :: 12:10 :: نويسنده : elaheelham

 

 
« قالمیشام»
منیم قسمتیم دیر آلاتورانلیگ
گئجیله گوندوزون آراسیندایام
قؤرؤلور ایچیمده میزان ترازو
اؤ گؤزله بو گؤزون آراسیندایام
یوللار آیریجیندا چوخ تالانمیشام
فیکیرلر الینده هاچالانمیشام
تپّه دن قورخموشام، دؤزو دانمیشام
ایندی داغلا، دؤزون آراسیندایام
ایلیشیب قالمیشام غم چالاسیندا
بیر گؤزل طیلیسمین داش قلعه سیندا
همیشه قاپیلار آستاناسیندا
باییرلا دهلیزین آراسیندایام
بختیار سینه دن نئچه مَن کئچیر
بیری دردلی کئچیر، بیری شَن کئچیر
مفتوللی چپرلر سینه مدن کئچیر،
باکی لا تبریزین آراسیندایام
شاعر:بختیار وهابزاده
 
«مانده ام»
قسمت من هوای گرگ و میش
میان شب و روز وامانده ام
اندرونم ترازو میزان بنا می شود
بین این کفه و آن کفه درمانده ام
بر سر دو راهی ها بسیار تاراج شده ام
به دست افکار خویش دوشاخه گشته ام
از تپّه ترسیده ام و دشت را انکار کرده ام
خود اکنون میان کوه و دشت درمانده ام
در طلسم زیبای یک قلعه ی سنگی
در گودال غم گیر افتاده ام
همیشه در آستانه ی درها
بین بیرون و دالان درمانده ام
بختیار، از سینه ام چندین« من » می گذرد
یکی دردمند و پریشانحال، دیگری شادمان و خوشحال
حصارهای مفتولی سینه ام را شکافته، می گذرند
خود، در میان باکو و تبریز وامانده ام
 
دیلمانج: زین العابدین چمانی
شنبه 06 آبان 1391 :: 12:08 :: نويسنده : elaheelham

 

 
«وارلیگ»
ائولاد روحوم، قلم دیلیم، ساز کؤکوم
هر اوچونه، سجده قیلیم، دیز چؤکوم
دردیم اولسا هم درماندیر، هم حکیم
بیر اولادیم، بیر قلمیم، بیر سازیم
بیر چیچگیم، توپراقیم وار، گویوم وار
بیر اوره گیم، کمانیم وار، نِی ایم وار
بو وطنین کئشیگینده، نَی ایم وار؟
بیر اولادیم، بیر قلمیم، بیر سازیم
شاعر: زلیم خان یعقوب
 
«دارایی»
فرزند، روحم؛ قلم، زبانم؛ ساز، ریشه ام
بر این هر سه سجده گذارم و زانو زنم
گر مرا دردی باشد، هم درمان است هم طبیب
فرزندم، قلمم، سازم
یکی غنچه ام، خاکی دارم، آسمانی دارم
یک دلم، کمانی دارم، نِی ای دارم
برای نگهبانی این وطن، چه چیزی دارم؟
فرزندم، قلمم، سازم!
دیلمانج: زین العابدین چمانی
شنبه 06 آبان 1391 :: 12:05 :: نويسنده : elaheelham

 

 
حکمت وزیدن باد،
رقصاندن شاخه ها نیست؛
امتحان ریشه هاست!
نیروانا جم

 

شنبه 06 آبان 1391 :: 12:01 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران