|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
« برای نوه ی نوزادم...» کاترین عزیزم آینده ی تو، هیچگاه نمی تواند، گذشته ی مرا دریابد مرزهای مشترکمان، بسیار اندکند و سرزمین های داخلی مان، بسیار وسیع با این حال هنوز در پست گمرک نسیم های ملایم، آزادانه می وزند و آنچه تماماً بدان نیازمندیم شناخت یکدیگر است گرچه، روز وجود تو را بیدار خواهد کرد و تاریکی اقلیم وجود مرا فرا می گیرد برّ و بیابانِ اقلیم وجودت، کنون خفته در تاریکی ست و تبسم تو، سپیده دم بی ابر و صاف است. شاعر: ای.جی.اسکوئل مترجم: زین الابدین چمانی تاریخ ترجمه: فروردین 83 چهارشنبه 27 شهریور 1392 :: 13:50 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید