الهه ی الهام
انجمن ادبی

« برای نوه ی نوزادم...»

کاترین عزیزم

آینده ی تو،

هیچگاه نمی تواند، گذشته ی مرا دریابد

مرزهای مشترکمان، بسیار اندکند

و سرزمین های داخلی مان، بسیار وسیع

با این حال هنوز در پست گمرک

نسیم های ملایم، آزادانه می وزند

و آنچه تماماً بدان نیازمندیم

شناخت یکدیگر است

گرچه، روز وجود تو را بیدار خواهد کرد

و تاریکی اقلیم وجود مرا فرا می گیرد

برّ و بیابانِ اقلیم وجودت،

کنون خفته در تاریکی ست

و تبسم تو، سپیده دم بی ابر و صاف است.

شاعر: ای.جی.اسکوئل

مترجم: زین الابدین چمانی

تاریخ ترجمه: فروردین 83


چهارشنبه 27 شهریور 1392 :: 13:50 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران