الهه ی الهام
انجمن ادبی

  

از سادگی یک لبخند که می گریزم،

ناگهان به قهقهه ی خشم کودکانه ای اسیر و دچار می شوم.

حکایتی است نقش زدن بر بوم انتظاری که حتی نمی دانی به انتظارش نشسته ای..!

همراه

یکشنبه 29 بهمن 1391 :: 15:44 :: نويسنده : elaheelham

 

« اختر چرخ ادب»

                   به بهانه ی بیست و چهارم اسفند؛ روز بزرگداشت پروین اعتصامی.

         چند سالی که مدیر یا معاون مدرسه بودم و می شد که دانش آموزان را به اردوی تفریحی و زیارتی قم جمکران می بردم؛ آن ها را به صف می کردم و به حیاط اصلی حضرت معصومه(س) می بردم. رو به گنبد می ایستادیم و به خواهر بزرگوار امام رضا(ع) درود و سلام می فرستادیم. بعد دانش آموزان را به طرف آرامگاه یوسف اعتصام الملک و دختر ادیب و شاعرش پروین- می بردم و از همه می خواستم برای شادی روح این پدر و دختر فرزانه صلوات بفرستند و فاتحه ای بخوانند؛ ومن دینم را به عنوان یک ادب دوست به ستاره پرفروغ شعر فارسی ادا کرده باشم.

          گذشته از تمام مضامین بلند حکیمانه و اخلاقی و پند و اندرز که در دیوان وزین پروین به وفور به چشم می خورد، دو شعرش عجیب به مخاطب دیروز، امروز و فردا، چشمک می زند؛« اشک یتیم» و « مست و هشیار»!

     



ادامه مطلب ...
یکشنبه 29 بهمن 1391 :: 15:42 :: نويسنده : elaheelham

 مدت هاست؛

نه به آمدن کسی دلخوشم،

از رفتن کسی دلگیر،

بی کسی هم عالمی دارد...!!!

میرزایف

شنبه 28 بهمن 1391 :: 14:18 :: نويسنده : elaheelham

 خوشبختی نگاه خداست!

دعایت می کنم خداوند هرگز چشم از تو برندارد!!!

میرزایف

شنبه 28 بهمن 1391 :: 14:16 :: نويسنده : elaheelham

 

آمده ام

 

بخاطر پخته شدن در این  دنیا

 

 

خام به دنیا آمده ام

 

 

گلبوته ی محبتم

 

 

کز جام عشق آمده ام

 

 

نیمی پدر نیمی مادر

 

 

درهم تنیده یکپارچه گشته

 

 

یک جان و روح در یک بدن

 

 

هرگز ناقص و نیمه کاره نبوده ام

 

 

از یک کل یکپارچه و تمام به وجود آمده ام

 

 

به سوی حق روندگان

 

 

ره پویان این ره دورند

 

 

بر سجده مولانا

 

 

شمس شده از شام امده ام

 

 

آنچه مرا این سان پر توان ساخته

 

 

(ندای اناالحق)

 

 

مایه فخرو مباهاتم

 

 

شیدای حقایقم

 

 

کزباور و ایمان بسوی حق آمده ام.

 

شاعر:زلیم خان یعقوب

دیلمانج:زین العابدین چمانی     9/12/87

شنبه 28 بهمن 1391 :: 13:01 :: نويسنده : elaheelham

«نیروانا کیست؟»

با سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم وبلاگ الهه ی الهام!

خیلی از دوستا چه شفاهی و چه از طریق پیامگذاری در وبلاگ خواستار معرفی و رمز گشایی از هویت همکار پرکار و فعال و اندیشمند الهه ی الهام شده اند و حتی یکی از دوستان عقیده دارد که نیروانا و حسن سلمانی و الهه و الهام و 401 و گلپسر و مانی و بقیه که اسمشان در پایین مطالب می آید؛ همه وجوه مختلف شخصیتی یک نفر است و بنا به دلایلی شاید از نام های مختلف استفاده می شود.

باید بگویم کاش می توانستم این همه متنوع باشم! اما حقیقت این است که در توان من نیست.

فقط بگویم که « نیروانا جم» دوست ندارد به جز در پیامک ها و مطالبی که برایم ارسال می کند شناخته و معرفی بشود. نیروانا اعتقاد راسخ به؛ دوری و دوستی و بی خبربی و خوش خبری دارد.

برایش آرزوی تندرستی دارم!!!

شنبه 28 بهمن 1391 :: 10:38 :: نويسنده : elaheelham

چه خنده دار است که،

ناز را می کشیم

آه را می کشیم

انتظار را می کشیم

فریاد را می کشیم

درد را می کشیم

ولی بعد از این همه سال

آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم

دست بکشیم...!

نیروانا جم

شنبه 28 بهمن 1391 :: 10:29 :: نويسنده : elaheelham

باز باران بی ترانه

بی هوای عاشقانه

بی نوای عارفانه

در سکوتی ظالمانه

خسته از مکر زمانه

غافل حتی از رقابت

هاله ای از عشق و نفرت

قطره هاب بی طراوت

دیدن مرگ صداقت

روی دوش آدمیت

می خورد بر بام خانه...!

نیروانا جم

شنبه 28 بهمن 1391 :: 10:25 :: نويسنده : elaheelham

ما در دنیایی زندگی می کنیم که فلش مموری هایش روز به روز کوچکتر می شوند و باظرفیت تر؛ در حالی که آدم هایش روز به روز بزرگتر می شوند و بی ظرفیت تر!!!

نیروانا جم

شنبه 28 بهمن 1391 :: 10:18 :: نويسنده : elaheelham

مردم همگی رد می شوند؛

چه امتحان سختی است، خیابان!!!

نیروانا جم

شنبه 28 بهمن 1391 :: 10:15 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران