الهه ی الهام
انجمن ادبی

 

« شعر نشکفته»
 
تویی، تو
همان شعر نشکفته در باغ خاطر...
تو والاترین واژه ی سبز بی انتهایی...
و طوفانی
آن دم که ویران کنی خانقاه دلم را
و من با نگاهی پُر از هیچ
و در انتظار نگاهی
دو نرگس برای تمنّای یک بوسه از گونه های افق
می فرستم
قسم می خورم باز
تو تنهاترین واژه ی سرخ شعری
که چون غنچه ای ناشکفته
تمنّای احساس داری و در انتظاری!
معصومه گودرزی – استاد زبان فارسی
 
سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 12:26 :: نويسنده : elaheelham

 

« هزار آینه»
دیرگاهی است که من منتظرم
بر لب چشمه ی عشق
عکسی از آینه ها می جویم
ردّ پای دلم آنجا پیداست
تو، هزار آینه در دل داری
و درست است که شاعر گفته:
« آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری»
تو، سراپای وجودی
من، سراپا همه خاک
تو، همان قبله ی نوری
من، در اعماق مغاک
مدتی سخت به دنبال توأم
و تو از من دوری
خلوتی می جویم
شاید این عقده ی کور
با نگاه سحرت باز شود!
معصومه گودرزی- استاد زبان فارسی
 
سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 12:23 :: نويسنده : elaheelham

 

« بهار»
رویش کرده کمین
در کنار دانه های سرد برف
در میان جنگل و فریاد باد
درسکوت برف ها، در نبود آفتاب
عکس سبزی یافتم در خاطرات
نغمه ی پاک کبوترهای مست
آبی کمرنگ را پُُر کرده بود
کبک همسایه صدای عشق را
در میان برف ها گم کرده بود
در کنارم زندگی لبخند زد
عشق را بر جان من پیوند زد
گریه ی ابر سفید
بارش عشق و امید
خنده ی مست زمین
رویشی کرده کمین
رویش سبزینه ها
مرگ سرخ کینه ها
گریه ی سرمای سخت
در زمستانی که رفت
رویشی در جویبار
می رسد اینک بهار
سبزه ای رُست از زمین
رویشی کرده کمین
آسمان کم کم گریست
در دلش نوری دمید
اشک او بر سبزه ریخت
هفت رنگ شد آسمان
خنده زد رنگین کمان
سبزه می خندید و می رقصید ناز
دست هایش در نیاز
با خدایش در نماز
گریه های آسمان شدّت گرفت
آفتاب زنده تابیدن گرفت
سبزه ی نو رسته چون پیکی ز دشت انتظار
خنده زد، فرمود:
« می آید بهار»
معصومه گودرزی- استاد زبان فارسی
سه‌شنبه 16 آبان 1391 :: 12:21 :: نويسنده : elaheelham

 

«کازابلانکا»

 

کازابلانکا فوق العاده است.در این شکّی نیست!

کازابلانکا، قبل از این که عاشقانه باشد، اثری سیاسی است. فیلم لبریز از سیاست است. از محیط ناامن و غیر قابل اعتماد کازابلانکا، از نفع پرستی، و از ویزاهای خارجی و اجازه ی خروج و پول و نفوذ و قدرت گرفته تا تمام شدن یک عشق به خاطر سیاست.« اینگرید» سیاستمدارانه از« ریک» به سوی « ویکتور» می رود و ریک سیاستمدارانه، عشق خود را با رقیب روانه می کند.

وطن پرستی در کازابلانکا مشهود است. از سرودخوانی دست جمعی در کافه گرفته تا سکوت سروان کلانتری کازابلانکا در مقابل کشته شدن سرگرد آلمانی توسط ریک.

عشق در کازابلانکا ولی، ماندگار است.شاهکار است.اگر عشق نبود؛ اگر ریک عاشق نبود؛ هرگز به آن زن و مرد جوان کمک نمی کردتا از زندان(کازابلانکا) فرار کنند. اگر اینگرید واقعاً عاشق نبود، آیا دوباره به سمت ریک باز می گشت؟!

به هر حال ساخته شدن شاهکاری همچون کازابلانکا، آن هم در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم، کاریست بس شگرف!

زهرا اروجلو

عضو انجمن ادبی الهه ی الهام

 

دوشنبه 15 آبان 1391 :: 15:57 :: نويسنده : elaheelham

 

«افسانه ی دونگ ئی»

وقتی سریال های تاریخی ساخت کره را می بینم یک علامت سؤال به اندازه ی یک لامپ هزار وات در ذهن منِ تماشاچی تلوزیون جمهوری اسلامی ایران روشن می شود؛ و آن سؤال با یک حس شک و تردید همراه می شود که، نکند این سریال ها را خود دولت ایران به سازندگان برنامه های کره ای سفارش داده باشند و آنها هم سریال ها را فقط برای مخاطب ایرانی تولید می کنند؟!



ادامه مطلب ...
دوشنبه 15 آبان 1391 :: 15:53 :: نويسنده : elaheelham

 «فرازهایی از وصیتنامه ی داریوش بزرگ به فرزندش خشایارشاه»

 

       اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند. و مردم این کشورها نیز در ایران دارای احترام هستند. جانشین من خشایارشاه باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد. و راه نگهداری این کشورها آن است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آن ها را محترم بشمارد...

        هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آن ها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهابی مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده ی نامشروع نمایند نخواهی توانست آن ها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی را بنمایی...

        توصیه ی دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملّق را به خود راه مده، چون هر دوی آن ها آفت سلطنت هستند و بدون ترحّم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمّال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمّال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمّال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی؛ عمّال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت...

        افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با آن ها بدرفتاری نکن. اگر با آن ها بدرفتاری کنی، آن ها نخواهند توانست معامله ی متقابل کنند؛ اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد، ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد. و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله ی شکست خوردن تو را فراهم کنند...

        امر آموزش را که من شروع کرده ام، ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه عقل و فهم آنها بیشتر شود،تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش؛ اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایند و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید...

        زنهار، زنهار، هرگز هم مدّعی و هم قاضی مشو.اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادّعا را مورد بررسی قرار دهد و رأی صادر نماید. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد، ظلم خواهد کرد...

        عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان، عفو است و سخاوت. ولی عفو و سخاوت باید موقعی به کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای، زیرا حقّ دیگری را پایمال نموده ای...  

 

 

       

یکشنبه 14 آبان 1391 :: 14:32 :: نويسنده : elaheelham

 پرسید: خدا را چقدر می شناسی؟

گفتم: آنقدر که هر چه خواستم نشد، اما هرچه خواست شد!

نیروانا جم

یکشنبه 14 آبان 1391 :: 14:30 :: نويسنده : elaheelham

 تسبیحی بافته ام؛

نه از سنگ، نه از چوب، نه از مروارید؛

بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام؛ تا همیشه برای

شاد بودنت دعا کنند!

نیروانا جم

یکشنبه 14 آبان 1391 :: 14:29 :: نويسنده : elaheelham

 شاد بودنت را در کف دستانم می نویسم تا وقت دعا اولین خواسته ام از خدا باشد.

 

محمدعلی بابایی

 

یکشنبه 14 آبان 1391 :: 14:27 :: نويسنده : elaheelham

 به رحمانیتت قسم، ما را یاری فرما تا آخرت را قربانی آخرت نکنیم!


رسول شهسواری

 

یکشنبه 14 آبان 1391 :: 14:26 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران