الهه ی الهام
انجمن ادبی

« با تو...»

قصر آئینه بند ایمانم

در قمار زوال می لرزد

مثل رقص پرده های دود

در برابر باد.

برق چشمان و رعد مردمکت

شهر آباد عقل و هوشم را

می کند درس عبرت عاد.

می شود با تو جاودانی شد

مثل اسطوره های پاک نهاد

مثل افسانه های مانده به یاد

مثل کعبه تا ابد، آباد.

سوی آغوش تو می زنم پارو

زورقی شکسته ام ،

دریاب

من و خیزابه های صخره شکن،

من و یک غم که می کند شادم

من و قهر عالم و آدم

من و مهر تو

هرچه بادا، باد!

 

شعر: حسن سلمانی

خرداد نود وسه


یکشنبه 11 خرداد 1393 :: 00:31 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران