الهه ی الهام
انجمن ادبی

 « سلام!!!»

غنچه از خواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به او گفت :«سلام»

و جوابی نشنید

ساعتی چند گذشت

گل، چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

لیک

خار در آن دست جهید

و

گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار، 

با شبنمی از خواب پرید.

گل صمیمانه به او گفت:

« سلام!!!»

نیروانا جم


یکشنبه 12 خرداد 1392 :: 10:26 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟