الهه ی الهام
انجمن ادبی

« غزل شبانه»

در کنج بی خیالی مثل همیشه امشب

تنها تویی خیال این یادپیشه امشب

از خیل خاطراتت تسخیر شد دل من

آری شدم شکار این شیر بیشه امشب

عشق تو دانه ای شد در مزرع دل من

گویی جوانه می زد، می داد ریشه امشب

در حجم خلوت من عطر تو را پراکند

نام نفس نویست بر پشت شیشه امشب

اسباب دوری ما کی کوه بیستون است

رنگ تو را گرفته هر سنگ و تیشه امشب

تکرارهای موزون، فرسود خاطرم را

جایی ببر مرا دور از هر کلیشه امشب.

مسعوده جمشیدی


سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 20:29 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران