الهه ی الهام
انجمن ادبی

«یهودا»


مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را



نسیم مست وقتی بوی گل می داد حس کردم

که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را



خیانت قصه تلخی است اما از که می نالم ؟

خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را



خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست

چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را!



کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست

چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را ؟!



نمی دانم چه نفرینی گریبان گیر مجنون است

که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را!



چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی

فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را

شعر: فاضل نظری

هدیه: مسعوده



چهارشنبه 06 دی 1391 :: 09:37 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران