|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
« حدیث بی قراری ماهان» جغ امروز از مادر نزاده ام نه! عمر جهان بر من گذشته است نزدیک ترین خاطره ام خاطره ی قرن هاست اعراب فریبم دادند با دستان پُر پینه ی خویش برج موریانه را برایشان در گشودم مرا بر نطع سیاه نشاندند و گردن زدند به یاد آر تنها دستاورد کشتار جُل پاره ی بی قدر عورتمان بود نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکتمان بود نماز خواندم و قتل عام شدم که رافضی ام دانستند نماز خواندم و قتل عام شدم که قرمطی ام دانستند آنگاه قرار نهادند که ما و برادرنمان یکدیگر را بکشیم که این کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود. سفاهت من چنگیزیان را آواز داد مرا و همگان را گردن زدند بر یوغ ورزاو نشاندند بر گُرده مان نشستند و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند که هنوز بازماندگان را چشم خونابه روان است کوچک غریب را به یاد آر از غربتی به غربت دیگر نه باوری نه وطنی نه، جغ امروز از مادر نزاده ام... شعر:احمد شاملو هدیه: زین العابدین چمانی پنجشنبه 16 آذر 1391 :: 13:54 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|