الهه ی الهام
انجمن ادبی

گفتم: بیا!

آمد!

دست در دست حس

دریاچه را دور زدیم!

نا باورانه، عشق را،

در این شرجی مه گرفته،

دوباره باور کردم!

اگر دست هایش در دست هایم خواب نبودند؛

دریاچه از ذوق

برای غرق کردنش، لحظه ای هم درنگ نمی کرد!

از کتاب مجموعه شعر:صندلی خالی


شنبه 18 شهریور 1391 :: 08:53 :: نويسنده : elaheelham

درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران