|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
مجموعه شعر « هجوم» پیشترها اسم سپانلو را شنیده بودم، اما هیچ آشنایی با خودش و آثارش نداشتم؛ حتی یک مصراع. تا این که یک مجموعه شعر از او با نام« هجوم» به دستم رسید. برگ های کتاب کاهی است و بوی کهنگی می دهد. چاپ و انتشارات روزبهان، آن را در سال 2536 شاهنشاهی و در 99 صفحه چاپ و منتشر کرده است. مقدمه ندارد و بلافاصله بعد از صفحه ی فهرست، اولین شعر با عنوان« قرق» آمده است و شعرهای دیگر، پشت سر هم در صفحات بعدی؛ اما بلندترین و گیراترین شعر این مجموعه« هجوم» است . همان که اسم کتاب هم هست. قطعه ی هجوم مثل دیگر قطعات سپانلو( در این مجموعه) رنگ و بوی کاملاً انسانی و عدالت جویانه دارد و سرشار است از عواطف پاک و بی آلایش انسان دوستانه. مطلع شعر: « جهان به چشم کودک نقش و نگار نامفهومی است... ...به شکل کوکب شش بالی که روی تافته ای ناشناس بافته است...» به نظر من کوکب شش بال همان ستاره ی داوود نبی و سمبل صهیونیسم است، که نظم جهان را به هم ریخته و ظلم وستم رواداشته است و این از قرینه هایی که در قطعات دیگر آمده است به دست می آید؛ مثل قطعه ی « چریک های عرب» و « فلسطین سرزمین ماست». سرودن شعری در مذمّت اسرائیل و دفاع از مردم مظلوم فلسطین، آن هم در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، شجاعتی می خواسته که سپانلو با دلاوری تمام دست به قلم برده و احساسش را روی کاغذ آورده، بدون هیچ ملاحظه ای و باز شجاعت ناشر که دست به چنین کار خطیری زده و این مجموعه را با مضامین ضد صهیونیستی چاپ کرده است، قابل تأمل و ستایش است. البته چیز دیگری هم ذهنم را به خود مشغول کرده است و آن این کهشاید اصلاً چنین خفقان و سانسوری هم که بعدها به ریش آن دوران بسته اند، وجود نداشته است و شاعر و ناشر در آزادی و بی دغدغه دست به چنین کاری زده اند. مثل این که معرفی کتاب هجوم دارد بهانه ای می شود برای باز کردن عقده ی دل! شکّی نیست که سانسور، قیچی و گیوتین فرهنگی امروز هم هست. وگرنه چرا « سالِ سی» باید شش ماه در ممیزی ارشاد بماند و « پنجِ عصر» با دادن هدیه مجوز بگیرد و مجموعهی « انگشت نمای» که حاضر است اما جرأت حضور بر روی میز ممیزی ارشاد را ندارد. البته اگر بخواهیم با خوشبینی به قضیه نگاه کنیم، هم به پهلوی ها و هم به امروزی ها حق می دهیم. چون لازمه ی هر حکومتی، اهرم هایی است چه برای کنترل و چه برای هدایت افکار عمومی و چه برای فشار! و الاّ شیرازه ی حکومت از هم می پاشد. به هر حال از شما بازدید کننده ی محترم دعوت می کنم چند قطعه از سپانلو را که در همین مجلّه ی مجازی و در بخش شعر معاصر آورده ام بخوانید و در صورت امکان آثار دیگرش را به من و سایر دوستان معرفی کنید. حالا بریده هایی از شعر هجوم از مجموعه ی « هجوم»: «...بله زمانه ی ما عصر جانیان نجیبی ست که با ظرافت و آداب می کُشند بله زمانه ی ما عهد قتل در روح است... ... پس این عدالت است که شاعر نشانه گیر شکار کبوتر رویاست و سایه سار پر قوش ها به وقت هجوم ز روی صورت او می پرند نسیم ها نوک مرطوب خودنویسش را به خطّ تذکره ها خشک می کنند و گرد و خاک هجوم جهان به چین صورت او نقش می شود... ... و ما ابوقراضه ی یک دنده ایم نخاله ی غربال مسیر یک طرفه کمانچه ای با یک نُت ... نه ما نصیحت آموز نیستیم و چیز یاد نمی گیریم کسی بلد نیست به ما بیاموزد.» حسن سلمانی اسفند91 یکشنبه 18 فروردین 1392 :: 15:32 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|