|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
«معرفی و مقایسه رباعی و دوبیتی»
الف)رباعی: - دارای چهار مصراع هموزن است که مصراع سوم آن قافیه ندارد و بر وزن« لاحول ولا قوة الا بالله» می باشد. - پیام اصلی شاعر در مصراع آخر می آید و سه مصراع دیگر مقدمه اند. - اولین هجای رباعی در هرمصراع هجای بلند است(دارای سه واج).(__) - الگوی هجایی شامل:(صامت+مصوت+صامت)مثل:من:(م –َ ن)-(__) - رباعی قالبی است ایرانی و از زمان رودکی تا حال در شعر فارسی رواج داشته است. - درون مایه ی این نوع شعر بیشتر عشق، عرفان و فلسفه است. - رباعی از مناسب ترین قالب ها برای ثبت لحظه های زودگذر شاعرانه است. - معروفترین سرایندگان رباعی: خیام نیشابوری- فریدالدین عطار- مولوی و بابا افضل کاشانی هستند. چند نمونه برای قالب رباعی: من درد تو را زدست آسان ندهم دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صدهزار درمان ندهم *** برخیز بتا بیار بهر دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم زان پش که کوزه ها کنند از گل ما *** خیام اگر زباده مستی خوش باش با لاله رخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت جهان همه نیستی است انگار که نیستس، چو هستی خوش باش *** این قافله ی عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد *** ای کاش که جای آرمیدن بودی یا این ره دور را رسیدن بودی کاش از پی صدهزارسال از دل خاک چون سبزه امید بردمیدن بودی! ب)دوبیتی یا ترانه: - مشتمل بر دو بیت است که گاه - مصراع سوم آن قافیه ندارد. - وزن دوبیتی(مفاعیلن/ مفاعیلن/فعولن) --u/---u/---u - دوبیتی با هجای کوتاه می آید.(صامت+مصوت) آغاز می شود. - دوبیتی رایج ترین قالب شعری در نزد روستاییان باذوق و خوش لهجه و قریحه است. - درون مایه ی دوبیتی عارفانه و عاشقانه است. - دوبیتی را در فارسی« ترانه» هم می گویند. - معروفترین سرایندگان دوبیتی: باباطاهر همدانی و فایز دشتستانی هستند. چند نمونه برای قالب دوبیتی: اگر صد تیر ناز از دلبر آید مکن باور که آن از دل برآید پس از صد سال بعد از مرگ فایز هنوز آواز دلبر دلبر آید *** تو از من بی خبر من از تو بی تاب نمی آیی مرا یک شب تو در خواب یقین حال دل فایز ندانی لب من تشنه و لعل تو سیراب *** خوشا آنان که از تن جان ندانند زجانان جان زجان جانان ندانند به دردش خو کرن سالان و ماهان به درد خویشتن درمان ندانند *** غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای بخت بی بال و پرم کرد به مو گفتی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد *** مکن کاری که بر پا سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو را از نامه خواندن ننگت آیو. تهیه: بهمن حشم فیروز کارشناس و دبیر ادبیات چهاردانگه شنبه 27 آبان 1391 :: 12:37 :: نويسنده : elaheelham چه کوتاه بود و مختصر؛ مرگ! نیروانا جم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 15:54 :: نويسنده : elaheelham حسین پناهی: پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر خوشبختانه باران ارث پدری هیچ کس نیست... سمیرا میرزجانی چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 12:43 :: نويسنده : elaheelham «از...» از گنجینه ابری را بیرون می کشم نامش را می پرسم سکوت می کند پرنده ها در نور پاییز جان باخته اند خبر ندارند.
یارم! از خواب برخیز سراسر شب را باید زنده بمانیم فرسوده و آرام سراغ عصا را می گیرم چه روزهایی که در گندمزار می دویدیم! احمدرضا احمدی کتاب: ویرانه های دل را به یاد می سپارم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 09:30 :: نويسنده : elaheelham «از...» از گنجینه ابری را بیرون می کشم نامش را می پرسم سکوت می کند پرنده ها در نور پاییز جان باخته اند خبر ندارند.
یارم! از خواب برخیز سراسر شب را باید زنده بمانیم فرسوده و آرام سراغ عصا را می گیرم چه روزهایی که در گندمزار می دویدیم! احمدرضا احمدی کتاب: ویرانه های دل را به یاد می سپارم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 09:30 :: نويسنده : elaheelham «پوشیده» پوشیده و آسان به تو می پیوستم هنگام که یک قطره باران بر ملافه های کهنه می چکید و معنی دریا می داد برگ چنان، برگ آسا آسمان چنان، آسمان آسا بر سرم می ریخت که از آن زن که از آن مرد که در باران گم شدند فقط یک چتر به یادگار داشتم.
باران دیگر نمی بارید. امدرضا احمدی کتاب: ویرانه های دل را به یاد می سپارم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 09:23 :: نويسنده : elaheelham زخم زبان که می زنی،مردانه بزن. جانانه بزن، جایی بزن که امید همه را از برگشت دوباره ات نا امید کنی. یا نزن؛ یا کاری بزن. نیروانا جم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 08:02 :: نويسنده : elaheelham دیگر هیچ مزرعه ای را به امید مترسک زیر کشت نخواهم برد، زیرا به چشم خود دیدم که یک آسمان کلاغ زیر چتر مترسک بارش باران را به ریشخند نشسته بودند...! نیروانا جم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 07:59 :: نويسنده : elaheelham در دنیایی که برای یک تکه سیب، تمام بهشتیان زمینگیر شده اند؛ چه انتظار غریبی است، عدالت...! نیروانا جم چهارشنبه 24 آبان 1391 :: 07:55 :: نويسنده : elaheelham درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|