الهه ی الهام
انجمن ادبی

« داستان های شگفت انگیز ادگار آلن پو»

نام کتاب: داستان های شگفت انگیز

نویسنده: ادگار آلن پو

مترجم: محمود سلطانیه

ناشر: انتشارات زمانه. تهران .1371

تعداد صفحات: 141 صفحه

 

این مجموعه داستان هم از آن دست کتاب هایی است که آقای محمد جلیل مظفری به من امانت داده اند. من معتفدم که همیشه می شود از بزرگان چیز آموخت و به دوستانم که تازه گام در مسیر نوشتن نهاده اند هم توصیه می کنم که برای پرورش قوه ی تخیل و تقویت قدرت نویسندگی، بیشتر بخوانند و بیشتر آثار بزرگان را پیش رو داشته باشند. و ادگار آلن پو بی شک می تواند یکی از همین الگو ها باشد.

«پو» نه تنها در زمینه ی داستان نویسی شخصیت تأثیرگذاری دارد، بلکه نفوذش در اندیشه های نقاش سورالیست بلژیکی« رنه ماگریت» مشاهده کرد؛ یا آثار سینمایی سلطان ژانر دلهره « آلفرد هیچکاک» متأثر از اندیشه ها و ایده های اوست و خود هیچکاک در مقدمه همین کتاب به آن اذعان دارد.

« پو» شاعر، داستان پرداز و فیلسوف رمانتیک و نابغه ی آمریکایی در سال 1809 در شهر « بوستون» به دنیا آمد. او بی شک مقام والایی در ادبیات جهان دارد و پیشرو ادبیات نو است. پو در سال 1849 یعنی در سی و هفت سالگی به دنبال یک زندگی کوتاه اما پر فراز و نشیب و پر بار، به درود حیات گفت.

اگر نسخه فارسی این کتاب را که انتشارات زمانه آن را در سال هفتاد و یک چاپ و منتشر کرده است، پیدا کنید، می توانید این داستان ها را بخوانید:

* گربه سیاه

* ویلیام ویلسون

* چاه و آونگ

* حقیقت قضیه ی آقای والدمار

* سوسک طلایی

و در صفحه پایانی کتاب با فهرست برخی از آثار ادگار آلن پو آشنا می شوید.

این کتاب برگردانی است از متن فرانسوی که آن را « بودلر» ترجمه کرده است.

حسن سلمانی - 92/6/12

سه‌شنبه 12 شهریور 1392 :: 09:36 :: نويسنده : elaheelham

شهریور، ماه خوبی هاست!

شهریور از کودکی، من را به یاد خوشه های آبدار و شیرین و تاکستان های پربار می اندازد. موعد برداشت محصول، باغ های پر از میوه های تابستانی، جالیز، پس چین گردو و برگشتن گله از چراگاه و ...

و دوستانی که همیشه دوستشان خواهم داشت، چون گل زیبای وجودشان را خدای مهربان در این ماه شکوفا کرده و به ثمر نشانده است. همیشه خوشه های شیرین و آبدار « تاک» دوستان شهریوری ام را به یادم می آورد؛

میترا اخلاقی

نارسیس جواهری

بهرامی قیصر

و دیگر دوستان و همکاران شهریوری، تولدتان مبارک!

حسن سلمانی

سه‌شنبه 05 شهریور 1392 :: 09:29 :: نويسنده : elaheelham

« خوش خنده و ...»

نام کتاب: خوش خنده و ...

نوشته: هاینریش بل و دیگران

ترجمه: اسداله امرایی

نشر نجوا؛ تهران 1369

تعداد صفحات:116 صفحه

 

این کتاب شامل چهارده داستان کوتاه از چهارده نویسنده عموماً جهان سومی است که اکثر آن ها برای اولین بار به چاپ رسیده اند.

در ابتدای هر داستان مختصری از شرح حال نویسنده در حدود چند سطر آمده است.

فهرست داستان ها و نویسندگان را برای آشنایی و معرفی ذکر می کنم و امیدوارم اگر این کتاب عتیقه روزی به دستتان رسبید، آن را بخوانید و از خواندنش مثل من لذّت ببرید!

1. حیوان دوستی: ساموئل سلون

2. بعد از ظهر در جنگل: آلبرت مالتز

3. سانسورچی: لوئیزا والترزوئلا

4. فاتح: پرو دونسیو دوپردا

5. حمام عمومی: میخائیل زوشجنکو

6. شرافت خانوادگی: شوکت صدیقی

7. عیادت: ادورا ولتی

8: چالز: شرلی جکسن

9. اجاره خانه: ژورژه آمادو

10.خوش خنده: هاینریش بل

11. پتر دوم: ایروین شاو

12. گردش: ایلالومیر مرزوک

13. رعشه ی دست ها: یوری دانیل

14. هواپیمای گمشده: دونالد بارتلمی

 

در پایان از دوست هنرمندم، آقای محمد جلیل مظفری که این مجموعه و چند کتاب دیگر را از کتابخانه ی شخصی اش به امانت به من دادند تا سواد نویسندگی ام را تقویت کنم، تشکر می کنم.

حسن سلمانی- اسلامشهر

سه‌شنبه 05 شهریور 1392 :: 09:02 :: نويسنده : elaheelham

«بغض»

میان سرم می پیچی،

صدایم را می بلعی،

از گلویم بیرون می زنی

و...

چشمانم را تر می کنی.

عجب حکایت پر فراز و نشیبی داری

ای بغض!!!

محدثه عابدین پور

سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 20:38 :: نويسنده : elaheelham

« غزل شبانه»

در کنج بی خیالی مثل همیشه امشب

تنها تویی خیال این یادپیشه امشب

از خیل خاطراتت تسخیر شد دل من

آری شدم شکار این شیر بیشه امشب

عشق تو دانه ای شد در مزرع دل من

گویی جوانه می زد، می داد ریشه امشب

در حجم خلوت من عطر تو را پراکند

نام نفس نویست بر پشت شیشه امشب

اسباب دوری ما کی کوه بیستون است

رنگ تو را گرفته هر سنگ و تیشه امشب

تکرارهای موزون، فرسود خاطرم را

جایی ببر مرا دور از هر کلیشه امشب.

مسعوده جمشیدی

سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 20:29 :: نويسنده : elaheelham

نام کتاب: از کافه نادری تا کافه فیروز

مؤلف: مهدی اخوان لنگرودی

انتشارات مروارید ، تهران

چاپ اول: بهار1392

تعدادصفحات: 230 صفحه

طرح جلد کتاب تصویری قدیمی و سیاه و سفید از ساختمان دو طبقه و آجرنمای مهمانخانه ی نادری است که بر تابلوی سر در محرابی شکل آن هم به لاتین و هم به فارسی نوشته شده: کافه قنادی نادری.

مهدی اخوان لنگرودی که خودش از شاعران معاصر است و در حال حاضر ساکن وین ، این کتاب را که حاوی خاطراتش از کافه های نادری و فیروز  و چگونگی دیدارها و آشنایی هایش با بسیاری از هنرمندان همدوره اش مخصوصاً شاعران نوپرداز است به رشته تحریر درآورده است و به زیور طبع آراسته شان کرده.

یک نسخه از این کتاب به واسطه ی دوست عزیزم، مجید خادم، از دوست مشترکی - که باید مهربان باشد و ملایم و من هنوز آن چهره را ندیده ام- به دستم رسید. اسمش جلیل مظفری است. اهل شعر و کتاب و دل و اصالتاً سَنقریست. همشهری مجید خادم خودمان. شعرهایش را هم خوانده ام و شعر آدینه اش را برای تبرک در وبلاگم دارم. قرار شده یک هفته ای کتاب را بخوانم و پس بدهم تا به دست کتاب خوان های سنقری هم برسد. گویا تهیه ی کتاب هایی از این دست و تازه منتشر شده در شهرستان هایی مثل سنقر، کمی سخت است که دوستان از تهران برایشان می فرستند.

کتاب، قبل از فهرست و پیش گفتار با بریده ای از « افسانه» ی « نیما» آغاز شده است:

« این، زبانِ دل افسردگان است

نه زبانِ پیِ نام خیزان،

گوی در دل نگیرد کَسَش هیچ.

ما که در این جهانیم سوزان

حرف خود را بگیریم دنبال.»



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 17:22 :: نويسنده : elaheelham

« گل یخ»

غم میون دو تای چشمای قشنگت، لونه کرده

شب تو موهای سیاهت، خونه کرده

دو تا چشمون سیاهت، مث شب های منه

سیاهی های دو چشمت، مث غم های منه

وقتی بغض،

از مژه هام،

پایین میاد،

بارون می شه،

سیل غم آبادیمو،

ویرونه کرده،

وقتی با من می مونی،

تنهایی مو باد می بره

دو تا چشمام،

بارونِ

شبونه کرده

بهار از دستای من پر زد و رفت

گل یخ توی دلم

جوونه کرده

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می گیرم

عشق شکوفه توی این، زمونه کرده

چی بخونم؟

جوونیم رفته، صدام رفته دیگه

گل یخ

توی دلم جوونه کرده...

شاعر: مهدی اخوان لنگرودی

از کتاب: از کافه نادری تا کافه فیروز

سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 16:37 :: نويسنده : elaheelham

معرفی کتاب رمان« دخمه»

نام کتاب: دخمه

نویسنده: ژوزه ساراماگو

مترجم: کیومرث پارسای

ناشر: نشر روزگار

نوبت چاپ: هفتم- 13390

تعداد صفحات: 359 صفحه

 

بهار سال 87 یعنی پنج سال پیش، رمان شگفت انگیز« کوری» را از ژوزه ساراماگو  خواندم و بعد از دو سال توانستم دی وی دی فیلمش را پیدا کنم و ببینم، البته با زیرنویس فارسی. و این فیلم هم مثل خیلی از نسخه های سینمایی که از روی آثار برجسته ی ادبیات داستانی ساخته می شوند، با تمام وفاداری به اصل متن، نتوانست شیرینی خواندن اصل کتاب را برایم تکرار کند.

حالا که به تازگی عضو کتابخانه ی مصطفی خمینی شهرستان اسلامشهر شده ام، چرخی در مخزن زدم و اسم « ساراماگو» در شیرازه ی یکی از کتاب ها توجهم را به خود جلب کرد. کتاب را که « دخمه» نام داشت، از کتابدار مهربان و خوش برخورد به امانت گرفتم تا بخوانم...



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 23 مرداد 1392 :: 21:23 :: نويسنده : elaheelham

بیست و دوم همین ماه_ امرداد_ روز تولد مرد جوانیست که از چند جهت به من مربوط میشه .

1. پسر عموی تنی خودمه

2. دایی مهربون بچه هاست

3. جوان مسئولیت پذیر و با وجدانیه

4. سرش به کار خودشه و زیاد به پر و پای من نمی پیچه

5. وجداناً باخداست و معیار همه ی کارهاش رضایت پروردگاره

6. امروز هم زحمت کشیده و روغن ماشینمو به قیمت تعاونی تعویض کرده

7. چند روز دیگه هم می خواد بره و معاینه فنی برام بگیره

اینایی که شمردم برای گفتن یک تبریک خشک و خالی کافی نیست؟ هست بابا! از سرشم زیاده!

 

داوود سلمانی عزیز و دوست داشتنی

تولدت مبارک!!! 

یکشنبه 20 مرداد 1392 :: 17:35 :: نويسنده : elaheelham

«حس گمشده»

تمام برگ هایش زیر و رو شد
و حتی پشت دفتر خاطراتم
تو را گشتم و پیدایت نکردم
به یک آن ته کشید صبر و ثباتم
تمام خانه راگشتم دوباره
میان آن معلق قاب عکس ها
درون درز دیوار اتاقم
ولای چین های پرده ها را
تو راگشتم و پیدایت نکردم
نه بربام بلند و بادگیرم
نه روی شاخه ی انبوه انجیر
نبودی تا در آغوشت بگیرم
تورا گم کرده ام انگار جایی
که مخفیگاه جلاد امید است
کجاجامانده ای، ای حس زیبا
که درد بی تو بودن دیرپای است
چنان سنگین وگیجم من که گویی
دو جام شوکران را سرکشیدم
کجایی شهرزاد قصه گویم
هزار ویک شب است ،کابوس هایم
کجاشدتازگی حرف هایم
تمام قصه پوشالیست برگرد
دلم صندوقکی بی گنج مانده
کبوتر، لانه ات خالیست برگرد

مسعوده جمشیدی

جمعه 11 مرداد 1392 :: 20:35 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران