|
الهه ی الهام
انجمن ادبی
« اینسان...» تف به توپ و تفنگ و به میدان جنگ تف به شمشیر و زنجیر و بند و کمند تف به دام و به اعدام و دار و به قداره بند تف به تفریق انسان ز انسان به نیرنگ و رنگ تف به جمع زر و زور و تزویر و ننگ تف به صنعت، به دانش، به ادیان مرده ، به آیین نو تف به سرکردگی، بندگی، تف به چکمه، به شلوار خاکی، لباس پلنگی تف به روبند مردان نامرد جنگی تف به آدم کشی ها، به آدم فروشان تف به اینسان که انسان! *** بوسه بر روی بلبل، به پروانه و گل بوسه بر آبشاران و بر کوهساران بوسه بر سنگ و سبزه بوسه بر ساحل پاک بوسه بر خاک بوسه بر مهر و بر ماه بوسه بر پوزه ی بز، گوش روباه بوسه بر گاو و بر پنجه ی خرس و بر نعره ی شیر بوسه بر جغد و بر مار و قاطر پیر بوسه بر هرچه منهای انسان که اینسان! حسن سلمانی شهریور نودوسه/چهاردانگه
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: 15:45 :: نويسنده : elaheelham نام کتاب: گوشواره ی انیس
ادامه مطلب ... دوشنبه 02 تیر 1393 :: 23:05 :: نويسنده : elaheelham
نام کتاب: نامه به کودکی که زاده نشد
ادامه مطلب ... چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 12:17 :: نويسنده : elaheelham نام کتاب: گیله مرد نویسنده:بزرگ علوی ناشر: انتشارات نگاه تعداد صفحات: 204صفحه کتاب حاضدر مجموعه 9 داستان به نام های زیر است: «نامه ها/ گیله مرد/ اجاره خانه/ دزاشوب/ یه ره نچکا/ یک زن خوشبخت/ رسوایی/ خائن/ پنج دقیقه پس از دوازده.» سالهاست، شاید پانزده سال است که در کتاب ادبیات دوم دبیرستان داستان« گیله مرد» را تدریس می کنم و هر بار از این که بچه های دبیرستانی نمی توانندآنطور که باید از روی کتاب بخوانند، دلم می سوزد.محصلان امروزی، مخصوصاً پسرها اصلاً اهل مطالعه و کتاب نیستند، برای همین اغلب خودم تمام این داستان را روخوانی می کنم تا در حق داستان و نویسنده اش جفا نشود. ادامه مطلب ... پنجشنبه 15 خرداد 1393 :: 19:28 :: نويسنده : elaheelham « سارا بانو...» سارای! ای شهبانوی اریکه ی تخیل ای شهباز بلندپرواز قله های نجابت ای غزال زرین یال دشت نجابت ای در سراسر زمین و زمان ساری خاتون قصه های هزار و یک برگم ماه تمام من، سارای! در یک شب بلند بر بام من برآی بر شعر من بتاب و پلنگ گنگ خیالم را از خویش و تن بربای آی، سارای...! تقدیم به خالق رمان باارزش« حلالم کن سارا بانو» استاد اقبال مظفری شعر: حسن سلمانی خرداد نود و سه چهارشنبه 14 خرداد 1393 :: 00:07 :: نويسنده : elaheelham « با تو...» قصر آئینه بند ایمانم در قمار زوال می لرزد مثل رقص پرده های دود در برابر باد. برق چشمان و رعد مردمکت شهر آباد عقل و هوشم را می کند درس عبرت عاد. می شود با تو جاودانی شد مثل اسطوره های پاک نهاد مثل افسانه های مانده به یاد مثل کعبه تا ابد، آباد. سوی آغوش تو می زنم پارو زورقی شکسته ام ، دریاب من و خیزابه های صخره شکن، من و یک غم که می کند شادم من و قهر عالم و آدم من و مهر تو هرچه بادا، باد!
شعر: حسن سلمانی خرداد نود وسه یکشنبه 11 خرداد 1393 :: 00:31 :: نويسنده : elaheelham نا بینای جنگ
شصت سال نابینا گشته است یا که بیش در پشت آن دیوار و این درختان به رنج و طیش با عمر طولانی و طاقت فرسابر صندلی چرخدار خویش در زیر آفتاب و باد، در راهروی بیمارستان سربازان ادامه مطلب ... یکشنبه 07 اردیبهشت 1393 :: 13:27 :: نويسنده : elaheelham دیوار و رود فروپاشید دیواری که یک دولت را به دو نیم کرده بود از برای رودی که یک ملت را به دو نیم کرده چه باید نمود؟ این یک آزادکرده خویش، گشته است مستغل وان یک مسجون نموده فکر، وز خویش منفعل این سو ره به جایی برده است بر آن سو چه طرفی باید بست؟ نه فارسم، نه آلمانی نه انگلیسی، نه روس هویت خدادادی ترکم را چه باید کرد؟ دو قرن مویه کردن ثمرمان نبخشید نفیر و فریاد نرسیده به گوشها را چه باید کرد؟ فروپاشی یک دیوار
ادامه مطلب ... یکشنبه 07 اردیبهشت 1393 :: 13:03 :: نويسنده : elaheelham
نام کتاب: بادبادکباز
ادامه مطلب ... سهشنبه 26 فروردین 1393 :: 21:36 :: نويسنده : elaheelham درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|