الهه ی الهام
انجمن ادبی

 یادت باشد فقط یک قلب برای تو می زند، آن هم قلب خود توست.

401

 

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 14:03 :: نويسنده : elaheelham

 تصمیم مثل ماهی است؛ گرفتنش آسان است و نگهداریش سخت.

401

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 14:01 :: نويسنده : elaheelham

 زندگی زیباست، حتی اگر کور باشی؛

خوش آهنگ است، حتی اگر کر باشی؛

امّا بی ارزش است، اگر ثانیه ای عاشق نباشی!

401

 

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:59 :: نويسنده : elaheelham

   ماندلا روی همه ی سیاهان را سفید کرد.

 

401

 

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:58 :: نويسنده : elaheelham

 

« حدیث بی قراری ماهان»

جغ امروز

از مادر نزاده ام

نه!

عمر جهان بر من گذشته است

نزدیک ترین خاطره ام

خاطره ی قرن هاست

اعراب فریبم دادند

با دستان پُر پینه ی خویش

برج موریانه را برایشان در گشودم

مرا بر نطع سیاه نشاندند

و

گردن زدند

به یاد آر

تنها دستاورد کشتار

جُل پاره ی بی قدر عورتمان بود

نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکتمان بود

نماز خواندم و قتل عام شدم

که رافضی ام دانستند

نماز خواندم و قتل عام شدم

که قرمطی ام دانستند

آنگاه قرار نهادند

که ما و برادرنمان

یکدیگر را بکشیم

که این

کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود.

سفاهت من

چنگیزیان را آواز داد

مرا و همگان را گردن زدند

بر یوغ ورزاو نشاندند

بر گُرده مان نشستند

 و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند

که هنوز

بازماندگان را چشم خونابه روان است

کوچک غریب را به یاد آر

از غربتی به غربت دیگر

نه باوری

نه وطنی

نه،

جغ امروز از مادر نزاده ام...

شعر:احمد شاملو

هدیه: زین العابدین چمانی

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:54 :: نويسنده : elaheelham

 «زیباترین...»

زیباترین قول تو این است

که هرگز باز نخواهی آمد.

زاده ی قول تو هستم

در غبار.

پس می دانم

که رنج در خانه است

در انتهای پله ها خانه دارد

تنها انزوای من است

که در باران مرا شکر می کند

که تا صبح فردا

زنده هستم

چرا تمام هفته را با پاروی شکسته

در رودخانه ماندم؟!

خانه کوچک بود

در خلوتی خانه

از میان همه ی عادت ها

و سوگندها

فقط تو را صدا کردم.

زیباترین قول تو این است

که هرگز باز نخواهی آمد.

احمد رضا احمدی

کتاب: ویرانه های دل را به یاد می سپارم

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:51 :: نويسنده : elaheelham

 «مرثیه ای بر فرزند...»

کجایی ای گل گلزار زندگانی من؟

کجایی ای ثمر نخل زندگانی من؟

ز دیده تا شدی ای شاخ ارغوان پنهان

به خون نشانده مرا، اشک ارغوانی من

بیا ببین که چه سان بی بهار عارض تو

به خون دل شده تر، چهره ی جوانی من

اجل که خواست تو را جان ستاند از ره کین

چرا نخست نیامد به جان ستانی من؟

چو در وفات نمردم، چه لاف عشق زنم

که خاک بر سر من باد و مهربانی من!

ز شربتی که چشیدی مرا بده قدری

که بی وجود تو تلخ است، زندگانی من

چو مرگ همچو تویی دیدم و ندادم جان

زمانه شد متحیر ز سخت جانی من

که هر که جان رودش، زنده چون تواند بود؟

چراغ مرده، فروزنده کی تواند بود؟

این شعر را که شاعر بزرگ« محتشم کاشانی» در رثای فرزندش سروده، از او وام می گیرم و به « محمدرضا» ی مهربان و گل همیشه بهارم تقدیم می کنم. به قول حافظ عزیز:« منم که بی تو نفس می کشم، زهی خجلت/ مگر تو عفو کنی، ورنه چیست عذر گناه»

اگر فیلم هندی« شعله» را دیده باشید؛ یکی از روستایی هایی که ازستم« جبار سینک» لطمه دیده، پیر مرد مسلمان و پیر و کوری است که پسرش در همان درگیری ها کشته می شود.پیرمرد باتنی لرزان و صدایی بغض آلود، می گوید:« سنگین ترین بار دنیا، جنازه ی فرزند بر دوش پدر است.»!!!

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:47 :: نويسنده : elaheelham

 

« ده فرمان»

این روزها زبان مادری یک هووی بسیار پرحرف و سمج به نام کامپیوتر پیدا کرده است و با چرب زبانی خودش را در دل و زبان همه جا کرده است. زبان فارسی حال خوش و شیرینی ندارد و بیشتر روزها را با دلخوری سپری می کند و بر عکس کامپیوتر، از حمایت خوبی هم برخوردار نیست و تنها حامی معنوی آن فرهنگستان زبان فارسی است که تلاش می کند با ورود زبان کامپیوتر به حرف های روزمرّه و نوشته های روزنامه، بلافاصله معادل آن را بسازد؛ ولی بیشتر لغات جدید مقبول نمی افتد و بعضی  وقت ها مردم دچار سردرگمی می شوند. مثلاً هنوز خیلی ها نمی دانند معادل کامپیوتر، یارانه است یا رایانه!

درست است که برای به روز شدن و یا باسواد نشان دادن خود ناچاریم از لغات زبان رایانه بیشتر استفاده کنیم، ولی من می گویم در هر شرایطی باید احترام کسوت زبان مادری باید حفظ شود.

آن چه از نظرتان می گذرد همکاری زبان ومادرانه و زبان رایانه است:

1. آینده ی خود را با تلاش و توکّل«open»کن.

2. خشم خود را «delet» کن.

3. زبان و سخن بدون اندیشه را«cut» کن.

4. رفاقت با انسان نادان را«cancel» کن.

5. برای ساختن سرنوشتت یک«new folder» درست کن.

6. مهربانی و گذشت دیگران را«copy past» کن.

7. برای راز و رمز زندگی ات«pass word» سخت و مشکل انتخاب کن.

8. پیام های دوست داشتنی خود را«sent» کن.

9. برای انتخاب دوست صمیمی از«antiviruse» قوی استفاده کن.

 10.پنجره ی دلت را برای تسویه ی حساب از«clos» کن.

هدیه:401

پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:33 :: نويسنده : elaheelham

 

 کسانی که اعتقاد دارند « وایت برد » بهتر از « بلک برد » هست را باید به اتهام نژاد پرستی محاکمه کرد
-
پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:29 :: نويسنده : elaheelham

 

« بر من بتاب»

چندان به تماشایش نشستیم...


که بامدادی دیگر بر آمد...


و بهاری دیگر...


از چشم اندازهای بی برگشت در رسید...


از عشق تن جامه ای ساختیم روئینه...


نبردی پرداختیم که حنظل انتظار بر ما گوارا آمد...


ای آفتاب که بر نیامدنت...


شب را جاودانه می سازد...


بر من بتاب...


پیش از آنکه در تاریکی خود گم شوم..!


شعر: شمس لنگرودی

هدیه: نیروانا جم


پنج‌شنبه 16 آذر 1391 :: 13:26 :: نويسنده : elaheelham
درباره وبلاگ

پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران